تبليغاتX
تماشاخانه سنگلج - گفت‌وگو با"شوقي حسين‌اف" بازيگر و سرپرست گروه نمايش"دن رافائل"
 
 
گروه تئاتري"كامرا" از آذربايجان براي اجراي نمايشي با عنوان"دُن رافائل" از هفته گذشته به ايران آمده‌اند. اين نمايش كه چند سال پيش در بندرعباس اجرا شده با مضامين اخلاقي و زبان طنز به مدت 9 شب از هفته گذشته در تالار سنگلج روي صحنه رفته است. پروفسور جنت سليم‌آوا كه كارگردان اين نمايش و مدير گروه"كامرا" است، به دليل هم زماني برگزاري هفته فرهنگ آذربايجان در مسكو نتوانست گروه را همراهي كند و اكنون سرپرستي گروه را شوقي حسين‌اف ـ بازيگر نقش اول نمايش ـ به عهده دارد. با او درباره وضعيت تئاتر آذربايجان و اشتراكات تئاتري ميان دو كشور گفت‌وگو كرديم.


قبل از هر چيز و براي آشنايي بيشتر از گروه‌‌ و كارهايي كه تاكنون انجام‌ داده‌ايد، بگوييد؟
گروه تئاتر ما با عنوان"كامرا" در باكو به رهبري پرفسور جنت سليم آوا 17 سال پيش در حدود سال 1990 تشكيل شد. ما آن زمان دانشجويان وي بوديم. سال دوم دانشگاه بودم كه وارد اين گروه شدم و تا به حال نزديك به 40 اجرا داشته‌ايم و در فستيوال‌هاي فراواني از جمله در جشنواره‌هاي كشورهاي اوكراين، روسيه، آلمان، فرانسه، آسياي ميانه و ايران شركت كرده‌ايم.
پس قبلاً هم به ايران آمده‌ايد؟
ما تا به حال چندين بار به ايران آمده‌ايم. سه بار در جشنواره طنز اصفهان شركت كرديم، در شهرهايي مانند گرگان، اراك، شاهرود، بندرعباس و زنجان نمايش‌هايي را به اجرا برديم مانند"اتللو"، "اتيلر" به معناي(سگ‌ها) و"اسكوريال" كه نمايش"اسكوريال" جايزه بازيگري اول را تصاحب كرد و"اتللو" نمايش برگزيده دوم جشنواره شد.
با توجه به نقاط مشتر‌ك‌‌ فرهنگي ميان دو كشور و اين كه روزگاري آذربايجان جزو خاك ايران بوده، چقدر با تئاتر ايران و هنرمندان اين حوزه آشنا هستيد؟
تا قبل از اين كه مرزها باز شود، هيچ اطلاعي از ايران نداشتيم. تنها اطلاعات‌مان منوط مي‌شد به فيلم"عروس فرنگي" كه بعدها بازيگرش را در جشنواره طنز اصفهان ديديم كه به نظرم اسم بازيگر ارحام صدر بود. ولي 12 سال پيش با رايزني‌هاي فرهنگي كه با ايران صورت گرفت، مناسبات‌‌ فرهنگي بين دو كشور برقرار شد. به ما گفته بودند كه تئاتر ايران در وضعيت مطلوبي نيست و اجازه اجراي نمايش‌هاي خوب در اين كشور داده نمي‌شود، اما وقتي براي اولين بار حدود 7 سال پيش به ايران آمديم، متوجه شديم كه تمام شنيده‌هاي‌مان اشتباه بود و با وضعيت برعكسي روبه‌رو شديم و نمايش‌هاي خوبي ‌ديديم. ‌براي اولين بار كه به جشنواره طنز اصفهان دعوت شديم از آن جا به شهر نجف‌آباد هم رفتيم، آن جا سالن تئاتري را به ما نشان دادند و گفتند كه قدمتش به 90 سال پيش مي‌رسد. ما هر بار كه به ايران آمديم با تحولات بزرگي نسبت به قبل مواجه مي‌شديم. نكته جالب در مورد جوان‌ها است كه بسيار عطش آموختن دارند. دو سال پيش كه براي اولين بار نمايش"دن رافائل" را در بندرعباس اجرا كرديم، بعد از اجرا علاقه‌‌مندان و تئاتري‌هاي آن جا با خانم جنت سليم آوا به صحبت پرداختند و اين صحبت‌ها تا ساعت دو صبح طول كشيد. ما درس بزرگي از آن‌ها ياد گرفتيم و اين همان علاقه و پيگيري جوانان ايراني بود.
با توجه به اين كه چند بار به ايران آمده‌ايد و تعاملات فرهنگي بين دو كشور چند سال است كه برقرار شده، شما در اين مراوده تئاتري چقدر فعال بوده‌ايد؟ آيا پيش آمده كه نمايشنامه‌هاي ايراني را ترجمه كرده و در آذربايجان اجرا كنيد؟
بله، نمايش"باغ آرزوها" نوشته پرويز بشردوست براي‌مان بسيار جالب بود و به همين دليل دو سال پيش آن را به كمك مجيد وحيدزاده(از تئاتري‌هاي اردبيل) به تركي ترجمه كرديم و در باكو چندين شب به اجرا برديم. چون مدت نمايش كوتاه است، مي‌خواهيم در فرصت مناسب آن را در ايران هم اجرا كنيم. نوشته‌هاي چيستا يثربي را هم دوست داريم، در اراك با ايشان آشنا شديم و خانم سليم‌آوا نوشته‌هايي را از ايشان گرفت‌ كه در فرصت مناسب روي آن‌ها كار كند.
از سالن‌هاي تئاتر در آذربايجان بگوييد؛ اين كه آيا هر گروه در آذربايجان سالن مشخصي دارد يا سالن‌هاي تئاتر محدود هستند؟ اصولاً تئاترهاي شما چقدر خصوصي هستند و چقدر دولتي؟
آذربايجان 32 گروه تئاتر دارد كه همگي زير نظر دولت هستند. به عبارتي ما هيچ گروه خصوصي نداريم. گروه‌هايي مانند"تئاتر آكادميك"، "تئاتر عروسكي"، "تئاتر جوان"، "تئاتر موسيقي و كمدي"، "تئاتر پانتوميم" ... در باكو فعال‌ترين گروه‌ها به حساب مي‌آيند. بعضي از اين 32 گروه زير چتر حمايتي وزارت فرهنگ آذربايجان هستند و بعضي‌هاي ديگر زير نظر سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري. البته در فستيوال‌هاي ملي همه نهادها و سازمان‌هاي دولتي كمك مي‌كنند و هر 32 گروه تئاتري نيز موظف به اجرا هستند. هر گروه‌ نيز يك ساختمان دارد؛ به عبارتي ما 32 سالن تئاتري داريم.
گروه"كامرا" نيز كه شامل 20 نفر است، زير نظر سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري فعاليت مي‌كند. البته ما قانون‌هاي سختي هم داريم؛ مثلاً يكي از قانون‌هايي كه براي گروه ما وضع شده اين است كه اجراهاي ما نبايد از هفت بازيگر بيشتر داشته باشد؛ در غير اين صورت اجازه كار كردن به ما داده نمي‌شود. به همين دليل هم سالن كوچك(با فاصله يك متري نسبت به تماشاگر) در اختيارمان گذاشته شده است.
تئاتر آذربايجان ‌متأثر از مكتب تئاتر روسيه است. يا اساساً تئاتري منفك، بومي و جدا از جريان‌هاي تئاتر روسيه به حساب مي‌آيد؟
تئاتر ما ريشه در مكتب استانيسلاوسكي دارد؛ چون ما بخشي از تئاتر شوروي بوديم و حالا فقط كمي مستقل شده‌ايم‌. علاقه ما بيشتر به سبك استانيسلاوسكي و شاگردان‌ وي مانند مِيرهولد و بقيه است. ‌‌البته خيلي از گروه‌هاي تئاتري در آذربايجان هم براساس سبك‌هاي ديگر مانند ابزورد و شبيه كارهاي بكت فعاليت مي‌كنند.
آيا شما هم در مراسم عزاداري امام حسين(ع) تعزيه اجرا مي‌كنيد؟ يا چيزي شبيه به شبيه‌خواني داريد؟
به دليل احترام، روز تاسوعا و عاشورا سالن‌هاي تئاتر تعطيل است. حتي مردم به استخر و دريا هم نمي‌روند. ‌اما ما چيزي به نام تعزيه نداريم. ‌‌فقط يك گروه با عنوان"اهل بيت" به رهبري حاجي نظامي سلام اف داريم كه در طول سال فقط نمايش‌هاي مذهبي اجرا مي‌كنند. همچنين گروه موسيقي‌اي نيز با همين نام(اهل بيت) داريم كه كارش را مولودي خواني و آهنگ‌هاي مذهبي تعريف كرده است.
وضعيت نمايشنامه‌نويسي درآذربايجان چگونه است؟ زماني در ايران جريان نمايشنامه‌نويسي توسط دو آذري زبان به نام‌هاي فتحعلي‌ آخوندزاده و ميرزاآقا تبريزي راه‌اندازي شد و تاريخ نمايشنامه‌نويسي ما به آن‌ها مديون است.
ما ‌‌آخوندزاده و آثارش را به خوبي مي‌شناسيم، اتفاقاً چند تا از نمايش‌هايش را در ايران هم به اجرا برديم، مانند‌"حكايت وزير خان لنكران" در اولين جشنواره طنز اصفهان كه بعد از آن در نجف‌آباد هم روي صحنه رفت. اتفاقاً اولين بار كه مي‌خواستيم به ايران بياييم، فقط آثار آخوندزاده را براي اجرا پيشنهاد داده بوديم. به ما گفته شده بود كه مقامات فرهنگي ايران‌ اجازه اجراي آثار اين نويسنده را نمي‌دهند كه بعد ديديم ‌اين شنيده‌ها اشتباه بوده است و ما پس از"حكايت وزير خان لنكران" نمايش‌هاي ديگري هم از آخوندزاده مانند"حكايت مسيو ژردان حكيم نبابات و درويش مستلي شاه جادوگر شهر" را اجرا كرديم كه شخصيت مستلي شاه ديالوگ‌هايي به زبان فارسي دارد كه ما عيناً همان ديالوگ‌ها را به فارسي خوانديم. درباره بخش اول سؤال‌تان هم بايد بگويم كه بله، ما الآن هم نويسنده‌هايي داريم كه آثارشان به زبان‌هاي ديگر ترجمه مي‌شود. مهمترين آن‌ها"چنگيز عبدالله ‌اف" است كه نمايشنامه‌هايش نه تنها به زبان‌هاي زيادي ترجمه شده، بلكه چند تا از آن‌ها ‌به فيلمنامه هم تبديل شده است. ديگري"كمال عبدالله" است كه يكي از آثار او را به نام"روح" در گرگان اجرا كرديم و يا"ايلغار فهمي" كه نويسنده متن"اينلر" بود و اين نمايشنامه را هم در ايران به اجرا برديم.
چطور شد كه نمايش"دن رافائل" را به ايران آورديد؟
ما چند CD از نمايش‌هاي‌مان را به ايران فرستاده بوديم. آقاي پارسايي چون اجراي"دن رافائل" را قبلاً در جشنواره بچه‌هاي مسجد در بندرعباس ديده‌ بودند، توصيه كردند كه به علت بار اخلاقي و انساني اين نمايشنامه، دوباره آن را به ايران بياوريم و در تالار سنگلج اجرا كنيم.
منبع درآمد شما از تئاتر است يا شغل‌هاي ديگري هم براي گذران زندگي داريد؟ مي‌خواهم بدانم تئاتر آذربايجان آن قدر توانايي دارد كه هنرمندانش را تأمين كند؟
پولي كه از تئاتر مي‌گيريم آن قدر خوب نيست كه كار ديگري نكنيم. ما معمولاً در تلويزيون و سينما هم كار مي‌كنيم. رئيس جمهورمان"حيدر علي اف" طرحي ارائه كرده كه براساس آن هر سال 75 هنرمند انتخاب مي‌شوند و براي يك سال هر ماه به آن‌ها 500 دلار علاوه بر حقوقي كه ماهيانه مي‌گيرند، پرداخت مي‌شود. در واقع اين پاداشي از سوي رئيس جمهور به هنرمندان آذربايجان تلقي مي‌شود. هنرمندان پير يا جوان‌هايي كه خانه ندارند يا در شرف ازدواج هستند و يا مشكل مالي دارند، در اولويت چنين طرحي هستند. از بين 75 نفر اگر كساني پس از طول يك سال باز هم نيازمند تقويت مالي باشند، اين پاداش به مدت يك سال ديگر هم تمديد مي‌شود. البته اين طرح براي پيشكسوتان هميشگي است.
به غير از حقوق ماهيانه، براي هر نمايش قرارداد و دستمزد جداگانه هم داريد؟
خير، ما هر ماه حقوقي دريافت مي‌كنيم كه خيلي هم ناچيز است و اين طور نيست كه براي هر نمايش، جداگانه پولي بگيريم. ما در سال هر تعداد نمايش هم داشته باشيم، فرقي نمي‌كند، حقوق‌ ماهيانه‌ تغيير نمي‌كند.
در رفت و آمدهايتان به ايران چقدر با جماعت تئاتري ايران توانستيد ارتباط برقرار كنيد؟
معمولاً در هر فستيوال دو، سه دوست پيدا مي‌كنيم. در شهرهايي مانند اردبيل و زنجان رفيق زياد داريم، اما به دليل مشكل زبان، در تهران بيشتر ارتبا‌ط‌مان با آدم‌ها، معطوف به مسائل كاري مي‌شود.
اين روزها در تهران چه كرديد و به كجاها رفتيد؟
هميشه در ايران خوش مي‌گذرد. انگار به خانه خودمان آمده‌ايم، جاي دوري نرفتيم. در اين چند روز هم كاخ نياوران و پارك جمشيديه و سالن‌هاي تئاترشهر و شهرك سينمايي"غزالي" را ديده‌ايم و فردا هم قرار است كه به زيارت حرم حضرت عبدالعظيم برويم. هر چند كه خيلي دل‌مان مي‌خواست كه به مشهد هم برويم، اما به دليل فشردگي برنامه و تاريخ سفر، اين امكان وجود ندارد

  نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:57  توسط روابط عمومی   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM